بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت صد و چهارم :
دو هفته گذشت...
آتیه با اینکه در باطن شرمندهی مژگان بود اما نهتنها زبانش به تشکر نمیچرخید بلکه با کوچکترین اشتباهی بدخلقی کرده و او را میرنجاند. کار جدیدی که به وظایف قبلی مژگان اضافه کرده بود، هم وقت و دقت میطلبید و هم با هر بار فراخوانِ او مژگان باید پلهها را بالا پایین میکرد و همین امر خستگی روزانهاش را دوچندان کرده بود.
طرف دیگر این مسئله سیاوش بود. او بابت ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم جاری | نویسنده رمان
😟😢
۸ ماه پیشمهتاب
0پس بگو چرا انقد *** صبوره و مهربونه دلش نمیاد اتیه رو ناراحت کنه نگو تیر ماهیههه عزیزدلمممم... واقعا دست مریزاد خانوم نویسنده خیلی لذت بردم از انتخابت
۸ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله، یه تیرماهی مهربونه🥰🥰 گوارای نگاهت عزیزم🍀
۸ ماه پیشفخری
1خدا قوت به مریم بانوی عزیز قلمت عالیه مرسی از زحمتی که میکشی قلمت مانا موفق باشی ❤🙏🏻🌹
۱۱ ماه پیشمریم
1رمان فوق العاده اس قشنگ تمام حس هارو به ما منتقل می کنه
۱ سال پیشتارا
2چقدر این پارت بی نهاییییییت به دلم نشست و اشک به چشمم آورد...ممنون خانم جاری.
۱ سال پیشریحانه
2طفلک سیاوش بعد این همه انتظارو گل وکادو این بارم دستش به جایی بند نشد🤦 ولی حرکتشو خیلی دوست داشتم😍
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0بنظرم زنهای تو این رمان اصلا نرمال نیستن هیچکدوم ،یعنی زنها جوری نرمال نیستن ک آدم نمیتونه حرفی از مرداش بزنه ،الان سیاوش چه کاری در حق *** کرده ک ذره ای دلش نرم بشه جز اینکه کلفتی های بیشتری گردنش انداخته